نمرات منطق 2

نام و نام خانوادگی

پارچه

حضور و نظم 

فعالیت صنفی

جمع

محمد رسول احسانی

90

0

0

90

غلام حیدر حسینی

55

0

0

55

عبدالرزاق رضایی

100

0

5

100

عتیق الله امیری

95

0

5

100

سید ابراهیم علوی

100

5

0

100

مختار صفری

100

0

10

100

محمد جمعه اعتمادی

85

10

5

100

محراب الدین نوری

95

0

0

95

غلام محمد شریفی

90

0

0

90

عبدالعزیز بیانی

85

0

0

85

سید سجاد موسوی

85

0

0

85

ناظیر ناطقی

90

0

0

90

عبدالحکیم عظیمی

100

0

0

100

محمد اسحاق عارفی

80

10

0

90

احمد رجبی

95

0

5

100

محمد امین خالقیار

90

0

0

90

سید یوسف علمی

100

0

0

100

محمد ناصر موسوی

70

0

0

70

عنایت الله کریمی

70

0

0

70

هادی حیدری

80

0

0

80

محمد ابراهیم فاضلی

80

0

0

80

مرتضی خیرزاد

غایب

0

0

0

 

بررسی حجیت ظواهر قرآن


 
بررسی حجیت ظواهر قرآن
 
 
حجت الاسلام و المسلمین سید عزیز موسوی  پروانی

  مقدمه:
ادیان وحیانی به ویژه دین اسلام دارای تکالیف و احکامی است که مسلمان باد نسبت به آنها خود را مسؤول بشمارد و به این منظور باید آنها را کشف کند و سپس به آنها عمل کند. از آنجا که فهم مستقیم متون دینی تمام این تکالیف به آسانی قابل فهم نیست، لازم است مقدماتی فراهم شود که بتوان احکام شریعت را از میان آنها استنباط کرد که علم فقه به این منظور پدید آمده است.
از سوی دیگر فقیه برای کشف احکام شرعی نیازمند علومی است که مهم ترین آن علم اصول فقه است و این علم در واقع قواعد عامی را به دست فقیه می دهد تا در استنباط فقهی از آنها سود جوید. بنابراین غرض از علم اصول فقه دست یازیدن به نیروی استنباط شرعی از منابع آن است که منابع حکم شرعی عبارت اند از سنت، کتاب، اجماع و عقل. این تحقیق که برای تبیین یکی از مسائل به نام« حجیت ظواهر قرآن» )یکی از منابع استنباط احکام(، تقریر یافته است. که میان اصولیون امامیه و اخباری اختلاف شدیدی وجود دارد به این بیان که اصولیون ظواهر قرآن کریم را حجت می دانند ولی اخباری ها بعضاً منکر ظاهر بودن قرآن و اکثر به حجت نبودن آن اذعان دارند که در این تحقیق به بیان دیدگاه ها و دلایل هریک می پردازیم.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ادامه نوشته

بهترین همت ها


بهترین همت ها

حجت الاسلام سید عزیز موسوی پروانی

 

اهتمام دین اسلام بر این است که مسلمان در مسیر زندگی خود اهداف عالی را در نظر داشته باشد، و در جهت رسیدن به آن تلاش شایانی به عمل آورد، هر انسانی در زندگی خود و در مسیر اندیشه و افکار خود عزم و همتی دارد اما اسلام تأکید دارد که مسلمان باید به همت عالی و بلند بیاندیشد:

 خَیرُ الهِمَم، أعلاها.[1]

بهترین همت ها، بلندترین آن هاست.

چرا که انسان در طلب چیزی که باشد حتماً به همه آن یا به برخی از آن خواهد رسید. بنابراین از ابتدا هدف خود را بزرگ در نظر گرفته تا حداقل به برخی از آن برسد. در اندیشه امامان معصوم(ع) بلند ترین همت ها همان، دست یابی به چیزی است که هدف خلقت بوده و جاودانی باشد. و آن چیزی جز جایگاه ابدی مطمئن و ایمن نیست. چرا که انسان بر اساس اقضای ذاتی و فطرت خود بدون سفارش و توصیه به دنیای خود بی میل نیست:


ادامه نوشته

شانس و اتفاق


شانس و اتفاق

حجت الاسلام سید عزیز موسوی پروانی

برخی بسیاری از چیزها را که به شانس و اتفاق نسبت می دهند، نتیجه زحمت و ممارست طولانی است. اشخاص بزرگ ممکن نیست از هیچ کاری هر قدر هم کوچک باشد، غفلت کنند یا از کار و تکرار و ممارست خسته شوند. می گویند: میکلانژ معروف، روزی برای یکی از دوستان خود حکایت می کرد: بعد از اینکه شما رفتید این جای تابلوی را این طور نازک کردم، آن جا را اندکی پر رنگ کردم، جای دیگر را کمی کم رنگتر نمودم. رفیقش گفت: « این کارهای جزئی است، میکلانژ به او گفت: صحیح است، ولی کارهای بزرگ و کلی مرکب از کارهای کوچک و جزئی است.

می گویند: نیکولابوس، دستور زندگی فنی خود را این طور قرار داده بود که انسان هر کاری می کند باید آنرا متقن و کامل انجام دهد از او پرسیدند این شهرت را چگونه به دست آوردی؟ گفت: به این ترتیب که در مورد هیچ کاری اهمال و بی اعتنایی روا نداشتم. بعضی اکتشافات را مردم به اتفاق نسبت می دهند در حالی که در حقیقت این اتفاق فرصت مناسبی بوده که شخصی کاری و هوشیار آن را از دست نداده است. مثلاً سقوط سیب در مقابل نیوتن، باعث شد که این دانشمند قانون جاذبه را کشف کند ولی آیا سیب تنها مقابل نیوتن به زمین افتاد است؟ سقوط سیب برای نیوتن که سال ها در کشف علت ثقل جاذبه فکر می کرد به منزله یک اشاره بود که افکار او را متوجه حقیقت این موضوع ساخت.


ادامه نوشته

شرایط و ویژگی های بارور شدن همت مضاعف


شرایط و ویژگی های بارور شدن همت مضاعف

حجت الاسلام سید عزیز موسوی پروانی

 

همت که به معنی اراده آرزو، خواهش، عزم[1] آمده است، همان داشتن هدف عالی برای بدست آوردن ارزشهایی است که در منابع دینی ما مورد تأکید قرار گرفته است، چنانچه، هیچ شرافت و افتخاری به مانند بلند همتی نبوده،[2]و جزء بزرگترین خصلت شمرده  شده است،[3]و به طور کلی ارزش انسانی به قدر همتش سنجیده می شود.[4]

 اما باید دانست که كلمه همت از كلماتى است كه داراى مفهومى پر محتوا است. مفهوم این كلمه، قدرت اراده محض نیست، چنانكه این مفهوم غیر از آرزوهاى دور و درازی است كه، یا امكان ناپذیر بوده و یا غیر قابل انطباق بر موقعیت خاصى كه انسان آرزوی آن را دارد.

انسانى داراى همت عالى است كه از حقایق زیر برخوردار باشد:

1- هدف‏گیرى عالى و عدم قناعت به وضع موجود

 كه محیط به جبر بر انسان تحمیل می کند. این هدف‏گیرى، بدون شناخت قدرت و دیگر عناصر سازنده در شخصیت امكان پذیر نیست، زیرا روشن است كسى كه نمی داند در زندان هست هیچ گاه نمی خواهد که از دیوارهاى زندان محیط سر در بیاورد تا فضاى باز را ببیند، بنابراین هرگز خود را در زندان احساس نمى‏كند، چه رسد به اینكه در صدد شكستن دیوار زندان بر آید و موفق به حركت در فضاى آزاد شود.

2-  تفسیر صحیح از « امكان پذیر » و « امكان ناپذیر».

 اگر شاخت درستی از این دو عبارت نداشته باشیم و این شرط تحقق نیابد انرژی و استعداد های فراوانی به هدر می رود و اراده‏ها و تصمیم‏هاى بزرگ به جاى آن كه به نتائج مثبت برسند، تباه می شوند، یعنى اگر کسی با داشتن قدرت و اراده كافى براى برداشتن گام مؤثر، امكان پذیر را با امكان ناپذیر اشتباه كند و گمان كند هدفى را كه در نظر گرفته است، برتر و بزرگتر از قدرت و اراده اوست و با تلقین ناتوانى بر خویشتن، خود را ناتوان می کند و بر عکس آن نیز و بالعكس نیز ممكن است، یعنى با نداشتن قدرت و اراده كافى سراغ هدفى را بگیرد كه خیلى بزرگتر از قدرت و اراده او باشد، بنابراین در هر صورت قدرت و اراده  به هدر خواهد رفت.

3- اراده

 در نتیجه داشتن همت عالى، اساسى‏ترین نقش را به عهده دارد. اگر همه شرایط داشتن همت عالى، در یك انسان جمع شود، ولى اراده ضعیف باشد، كارى از پیش نخواهد برد. این عامل به قدرى از اهمیت برخوردار است كه هنگامی كه دو كلمه « همت عالى » را می شنویم. زودتر از همه شرایط دیگر، «اراده قوى» به ذهن ما خطور مى‏كند. مثلاً وقتى كه می شنویم:

همت بلند دار که مردان روزگار                    از همت بلند به جایی رسیده اند

همت اگر سلسله  جنبان   شود                        مور  تواند  که  سلیمان  شود

آنچه كه فوراً به ذهن ما خطور مى‏كند، اراده بلند است.

4- عظمت‏گرائى

این گرایش مخلوطى از اراده قوى و احساس لزوم بدست آوردن چیزهایی است كه اشخاص معمولى خود را از رسیدن به آن‏ها ناتوان مى‏بینند. این عنصر، ریشه اساسى هدف گیری هاى عالى است. چنانچه این همت عالی را در درخواست حضرت علی (ع) خداوند استفاده کرد:

«و اجعلنی من أحسن عبادتک نصیباً عندک، و أقربهم منزلة منک، و أخصهم زلفة لدیک»[5]

ترجمه: خدایا! مرا از نیکو ترین بندگانت در بهره گیری نزد خودت قرار ده، نزدیک ترین جایگاه خود را به من عطا کن، و مخصوص ترین نزدیکی را در جوارت نصیبم بگردان.

5- فکر و اندیشه مثبت

چنانچه روشن است در همه این موارد نقش فکر و اندیشه بسیار کلیدی است به عبارت دیگر، افکار انسان ها نقش بسیار مهم و حساسی در تعیین سرنوشت و زندگی آنها دارد. فکر چه به صورت منفی و چه به صورت مثبت باعث تغییرات و تأثیرات سرنوشت ساز و مهمی در انسان می گردد و در اصل تمام خواست و همت ها اعمال و رفتار و استعداد و شخصیت هر فرد ارتباط مستقیمی با افکار آن شخص دارد چراکه در فکر و اندیشه، کششی وجود دارد که انسان متفکر را به مسائل مورد تفکر پیوند می زند و قوة عمل کنندة انسان را در آن راستا تحریک کرده و او را وادار به عمل می نماید. بنابراین برای رسیدن هدف های عالی و مثبت باید ابتدا تغییری در اندیشه و فکر ایجاد کرد. البته در تفکرات باید از عالم وهم و خیالات باطل دور شده و به سوی حقیقت و کارهای عملی و ممکن روی آورده شود.

بنابراین وقتی که ما  در مورد موضوعی به صورت مثبت فکر می کنیم، ضمیر ناخودآگاه ما آن فکر را جذب و مطابق آن شخصیت و استعداد ها و رفتار ها را کنترل می کند.

 به عبارت دیگر، طرز فکر عامل رفتار های مثبت و منفی ماست یعنی، ما در برخورد با مسائل مختلف هر واکنشی که نشان می دهیم وابسته به طرز تفکر ماست. اگر هنگام مواجهه شدن با یک کار مهم با اعتماد به نفس و شجاعت عمل کرده و آن کار را انجام پذیر و شدنی تشخیص می دهیم و به راحتی به آن اقدام می کنیم از طرز تفکر و افکار مثبت ماست بالعکس اگر ما در مقابل کارهای مهم وحشت زده، خود را می بازیم و شجاعت عمل را از دست داده و آن کار را نشدنی و غیر ممکن تصور می کنیم، باز هم وابسته به طرز فکر ما بوده و نشان دهندة این است که ما دچار تفکرات منفی شده ایم.

استعدادها تحت تأثیر افکار ما

باید دانست استعداد های ما نیز تحت تأثیر افکار ما می باشند. وقتی  غرق تفکرات مثبت هستیم استعدادهای ما شکوفا شده در کارهای مختلف، مؤفقیت به سراغ ما می آید، ولی وقتی دستخوش افکار منفی می شویم، استعداد های ما سرکوب شده و موجب ضعف و ناکامی می گردد.

کل رفتار آدمی وابسته به نوع تفکر اوست یعنی انسان آن گونه رفتار می نماید که فکر می کند و مهمترین مسئله که شخصیت انسان را به ما می شناساند، مسئله تفکرات اوست و بزرگترین علت تفاوت شخصیت ها و مؤفقیت ها در افراد مختلف، تفاوت در نوع تفکر افراد است. که این قدرت را می توان با کمی تلاش و کوشش بدست آورد. و به این تفکرات مثبت، عادت کرد. لذا باید جملات؛ « نمی توانم، قادر نیستم، مشکل است، می ترسم، شکست می خورم، شدنی نیست» را باید از صفحه ذهن پاک کرد.

 این جملات نشانه های ضعف درونی است و عدم اعتماد به نفس و ناامیدی بوده که از عواملی است که باعث عدم مؤفقیت و نابودی انسان ها می شود. این امر بدان جهت است که تأثیر تفکر بیشتر از عمل است و در اصل، فکر باعث به وجود آوردن عمل می شود و هر دو مکمّل بوجود آمدن عادت می گردند.

به عبارت دیگر؛ تلقین و تصور و باور از شاخه های فکر می باشند و اثر تصور به مراتب بالاتر از تلقین است و در اصل تلقین در صورتی مؤثر است که تصور و باور را در شخص بوجود آورد که این امر به مرور بوجود خواهد آورد. در حقیقت تقلین مقدمه ای برای بوجود آمدن تصور و باور می باشد. هر انسانی آن طور عمل و عکس العمل نشان می دهد که فکر و تصور می کند.

شبیه کردن خود به هر دسته و به دست آوردن ارده لازم برای عمل

گاهی انسان توانایی بدست آوردن چنین ویژگی های فکری را نمی توان ایجاد کند، بنابراین لازم است به گروهی که چنین ویژگی دارند، شبیه کرده تا بتواند، اراده لازم را برای عمل بدست آورد چراکه واضح است. اگر انسان خود را به هر دسته که بنماید و خصوصیات آن دسته را به خود تلقین کند، به زودی شبیه آنها خواهد شد. امیر المؤمنین علی (ع) می فرماید: اگر تلاش و کوشش نداری، خود را به قیافه کسانی که صابر و با استقامت هستند درآور، زیرا خیلی کم می شود که انسان خود را شبیه به جمعیتی درآورد و در زمره آنان قرار نگیرد.[6] این بر می گردد به اینکه هر انسانی باید در زندگی خود هدفی داشته باشد انسانی که دارای هدف نباشد مانند کشتی ای می ماند که بدون مقصد در دریا رها شده و گرفتار طوفان و امواج دریا گردیده است اگر انسان برای تمام زندگی خود برنامه ریزی نماید و با تعیین هدف تمام افکار و نیروهای پراکنده خود را بر روی آن هدف مشخص و واحد متمرکز نماید، حتماً به مؤفقیت دست خواهد یافت.

6-    دور شدن از امواج خواسته‏هاى زودگذر

کسی که در اندیشه خود پیوسته تکامل و رسیدن به مراتب عالی را در سر می پروراند خواه نا خواه نمی تواند به خواسته های زودگذر بیاندیشد، بنابراین، این امر نقطه مابل همت عالی محسوب می شود.



ادامه نوشته

نقش کار در هستی


نقش کار در هستی

حجت الاسلام سید عزیز موسوی پروانی

صفات گیتی و نظام جهان آفرینش گواه روشنی است که کامیابی و مؤفقیت هر موجودی وابسته به فعالیت و کوشش اوست، تا صدها فعل و انفعال شیمیایی در یک نهال به وجود نیاید هرگز به صورت یک درخت برومند در نخواهد آمد. هر موجود زنده ای از روی غریزه یا فطرت به این حقیقت رسیده است که ادامه حیات در گرو کار و کوشش است.

زندگی مردان مؤفق نشان می دهد که همگی مرد کار و زحمت بودند، به قول یکی از دانشمندان: آنچه شده ام نتیجه کار است، من در سراسر عمر، لقمه ای بدون کار و زحمت نخورده ام.

بنابراین می توان گفت که این صنایع شگفت انگیز مولود، کوشش های خستگی ناپذیر دانشمندان است. مثلاً؛ ادیسون برای تکمیل پاره ای از اختراعات خود، شبها و روزها در آزمایشگاه می ماند و برای آنکه نیروی برق را طوری تسخیر کند که استفاده از آن برای همه آسان و ارزان باشد. بارها اتفاق می افتاد که دو سه روز از آزمایشگاه بیرون نمی آمد و چه بسا غذا خوردن را فراموش می کرد و به چند پاره نان خشکیده اکتفا می کرد.

سنت الاهی

مجامع علمی بشر امروز با کوشش خستگی ناپذیر به دنبال کشف حقایق علمی و دستیابی به قوانین و نظامی که در تمام جهان خلقت حکومت می کند است. بنابر این در چنین جهان منظم مجموعه ای به نام آن همه امتیازات خلقتی که دارد مشمول این نظام می شود.

سنت های الاهی که در همه مظاهر هستی جلوه گر و جاری است. « وَ لا تَجِدُ لِسُنّتِنا تَحْویلاً »[1] فَلَنْ تَجِدَ لِسُنّةِ اللّهِ تَبْدیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنّةِ اللّهِ تَحْویلاً»[2] « وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنّةِ اللّهِ تَبْدیلاً»[3].

یکی از همین سنت ها محتوای این آیه است : إِنّ اللّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»[4]و « بِأَنّ اللّهَ لَمْ یكُ مُغَیرًا نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»[5].

تا آنگاه که آنان آنچه را در خودشان وجود دارد تغییرندهند، خداوند نیز تغییری را انجام نخواهد داد. نیروی های غیر طبیعی و مددهای غیبی هنگامی که به امر خدای تعالی به یاری انسان می شتابند که آدمی در انجام وظیفه ای که به عهده او گذاشته شده، کوتاهی نکند.« إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ ینْصُرْكُمْ وَ یثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ »[6] که نمونه هایی از این حقیقت را در زندگی فردی و اجتماعی ملل و اقوام فراوان می توان دید:

همت بلند و تلاش مسلمانان صدر اسلام گواه این سخن است، چنان که در جنگ بدر با آنکه مسلمانان استعداد جنگی شان نسبت به دشمن بسیار ناچیز بود و تعدادشان کمتر از یک سوم آنان، ولی افرادی بودند بلند همت و تلاشگر که اراده کرده بودند که از همه امکانات خود در مبارزه استفاده کنند.

عمر بن وهب هنگامی که از جانب قریش مأموریت یافت که از لشکر اسلام بازدیدی به عمل آورد او با جمعی آمد و گرداگرد لشکر اسلام را گشت و چون باز آمد گزارش کرد؛ که از نظر کمیت در حدود سیصد تن هستند کسی هم در کمین ندارند ولی از نظر کیفیت...دیدم شتران یثرب بارشان مرگ و زهر کشنده در میان بار دارند.

« اما ترونهم خرساً لا یتکلمون یتلمظون تلمظ الاعافی مالهم ملجأ ألا سیوفهم و ما أریهم یولون حتی یقتلوا و لایقتلون حتی یقتلوا...؛...مگر نمی بینید که مهر بر لب و خاموش ایستاده اند ولی همچون افعیان زبان در دهان همی گردانند و به جز شمشیرشان پناهی ندارند و گمان ندارم تا جان دارند و کشته نشده اند پشت بر دشمن کنند و تا ما را نکشند کشته نخواهند شد»

در نتیجه این همت و تلاش و فداکاری بود که فرشتگان نصرت به امر خداوند به یاری آنان آمدند و پیروزی را در آغوش کشیدند.

چنانچه قرآن نیز می فرماید:« وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلّةٌ فَاتّقُوا اللّهَ لَعَلّكُمْ تَشْكُرُونَ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنینَ أَ لَنْ یكْفِیكُمْ أَنْ یمِدّكُمْ رَبّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلینَ بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتّقُوا وَ یأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یمْدِدْكُمْ رَبّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمینَ...؛[7]...و یقیناً خدا شما را در [جنگ] بدر با آنكه ناتوان بودید یارى كرد پس از خدا پروا كنید باشد كه سپاسگزارى نمایید آنگاه كه به مؤمنان مى‏گفتى آیا شما را بس نیست كه پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته فرودآمده یارى كند آرى اگر صبر كنید و پرهیزگارى نمایید و با همین جوش [و خروش] بر شما بتازند همانگاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یارى خواهد كرد»

در افسانه های پیشینیان آمده است که در نقاط گوناگون زمین گنج هایی است و در روی هر گنجی اژدهایی است و تا بر آن پیروز نشویم گنج میسر نخواهد شد. بسیاری از مردم این مطلب را افسانه پنداشته و گروهی نیز به ظاهر آن اکتفا کرده اند، یعنی تصور نموده اند که واقعاً در زمین گنج هایی است و حقیقتاً روی هر گنجی ماری خوابیده است. در صورتی که جمله فوق حقیقتی را دربر دارد و آن «گنج» ها، همان ذخایر فکری یا طبیعی است که در اختیار بشر گذارده شده و موهبت هایی است که خداوند بزرگ به ما داده است. آن «مارها» کنایه از مشکلاتی است که باید بشر در راه رسیدن به  آن متحمل گردد.

نیوتن می گوید: اگر من به جایی رسیده ام بر اثر کار و کوشش است.

امیر المؤمنین(ع) در مسجد کوفه به دسته ای برخورد کرد که در گوشه ای نشسته اند. از خصوصیات آنها پرسید. عرض شد: « مردان حق» هستند: اگر چیزی به اینها بدهند می خورند، و إلاّ صبر می کنند. فرمود: سگان بازار کوفه نیز چنین هستند. اگر استخوانی برسد، می خورند و گرنه صبر می کنند. سپس دستور دادند که حلقه « مردان حق» پراکنده شود و هر کدام دنبال کاری بروند.

 فاعملوا و أنتم فی نفس البقاء و الصحف منشورة.[8]

بکوشد! که تا زنده اید، دفتر کار و تلاش باز است.

ارزش کار:

کار علاوه بر این که به عنوان وسیله ای برای کسب درآمد و امرار معاش است. از جانب دیگر  یک ارزش بوده و در اسلام به عنوان یک جنبه تربیتی نیز مطرح است.

رسول گرامی اسلام(ص) کارگری را دید که دستش آماس کرده است، دست او را بلند کرد و فرمود: آتش دوزخ هیچ گاه این دست را نمی سوزاند، این دستی است که خدا و رسولش، آن را دوست می دارد. هرکس از دست رنج خود زندگی کند، خدا به نظر رحمت به او می نگرد.[9]

سنت رفتاری امام علی(ع):

شیوه عملی امام علی(ع) اشتغال به اصل کار مفید بود. و شکل کار برایش مهم نبود. گروهی چنان می پندارند که کار انسان برای خود با موقعیت اجتماعی اش سازگار است ولی در برابر دستمزد با جایگاه اجتماعی اش منافات دارد. این پندار با سیره عملی امام علی مخالف است. جامعه باید هر کار مفید و سازنده ای را دارای عزت و احترام اجتماعی بداند و هیچ کار سازنده ای را با موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد، ناسازگار نشمارد.

امام علی (ع) گاه خود به کارگری تن می داد و روزگار می گذراند:

جُعتُ یوماً بالمدینة جوعاً شدیداً فخرجت اطلب العمل فی عوالی المدینة ، فاذا انا بامرأة قد جمعت مداراًٌ فظننتها بلّة فأتیتها فقاطعتها علیه، کل ذنوب علی تمرة فمددت ستة عشر ذنوباً حتی مَجَلت یدای ثم اتیت الماء فأصبتُ ثم اتیتها فقلت: بکفی هنا بین یدیها فعدّت لی ستة عشرة تمرة: فأتیت النبی(ص) فأخبرته فأکل معی منها.[10]


ادامه نوشته

آسیب شناسی مباحث فلسفه اسلامی در حوزه های علمیه

 آسیب شناسی مباحث فلسفه در حوزه شیعه


 حجت الاسلام سید عزیز موسوی پروانی

 چکیده :

هدف نزدیک هر علمی آگاهی انسان از مسائلی است که در آن علم، مطرح می شود. بر این اساس رابطه علوم فلسفی با بعد معنوی و انسانی بشر، نزدیکتر از رابطه علوم طبیعی است  و این رابطه بیش از همه در خداشناسی تجلی می کند زیرا فلسفه است که ما را با خدای متعال آشنا کرده و ما را از صفات جمال و جلال وی آگاه می سازد و زمینه ارتباط ما را با منبع علم و قدرت و جمال بی نهایت، فراهم می نماید. چنانچه روشن است به دست آوردن همه این معارف در گرو حل مسائل شناخت شناسی و هستی شناسی است پس فلسفه اولی کلیدی است که باب فضایل عقلی و روحی و کمالات بی کران معنوی و الهی را می گشاید. افزون بر این فلسفه کمک شایانی به طرد وساوس شیطانی و ردّ مکتب های مادی و الحادی  می کند و شخص را در برابر گژ اندیشی، لغزش و انحرافات فکری مصون می دارد. بنابراین فلسفه علاوه بر نقش اثباتی و سازنده، دارای نقش دفاعی و تهاجمی نیز هست و در گسترش معارف اسلامی و ویرانی فرهنگهای ضد اسلامی مؤثر می باشد. بنابراین فلسفه اسلامی یکی از ابزارهای متقن و اساسی برای پیشبرد اهداف و اندیشه های اسلامی است که باید به بسط و بالندگی آن در شرایط کنونی جهان اهتمام داشت و بر لزوم برون برد آن از انزوا تلاش کرد. یکی ازآن راهها، شناخت و کشف عوامل و آسیب های توسعه و ترقی فلسفه اسلامی است. عواملی که سبب می شود، فلسفه نشاط و پویایی خود را از دست داده و کم رنگ شود. بر این اساس این نوشتار به بررسی آسیب ها و راهکارهایی  آن می پردازد.


ادامه نوشته

حرکت جوهری صدر المتألهین ملاصدرا

 

 

نوآوری ملاصدرا در نظریه حرکت جوهری

و نتایج آن

 

 

 حجت الاسلام سید عزیز موسوی پروانی


چکیده:

هر موجودی مادی، در اثر تحوّل درونی هر لحظه هویت نوینی می یابد که با هویّت پیشین آن تفاوت دارد که این تحول «حرکت» نامیده می شود. اما حرکت در مقوله یعنی متحرک در طول مدت حرکت خود در هر لحظه فردی آنی از آن مقوله را دارد که با افراد آنات قبل و بعد متفاوت است. سئوالی که از قدیم مطرح بوده این است که در چه مقولاتی حرکت واقع می شود به نظر صدرالمتألهین حرکت در مقولاتی که دارای افراد آنی هستند، واقع می شود لذا در مقولاتی همانند «أن یَفعَل»، «أن ینفعل» و «متی» که فرد آنی برای آن ها قابل تصور نیست، حرکت وجود ندارد (اگرچه علامه طباطبایی معتقد است در این امور نیز حرکت جوهری نیز محقق می شود). و در مقوله «جِده» و «اضافه» که امور نسبی اند و حرکت آنها تابع حرکت دیگر مقولات است حرکت وجود ندارد. پس حرکت در کم و کیف و أین و وضع رخ می دهد. سئوال اینجاست که آیا حرکت در مقوله جوهر واقع می شود؟ صدرالمتألهین اعتقاد دارد که بسیاری از بزرگان فلسفة یونان معتقد به وقوع حرکت در مقوله جوهر بوده اند و عباراتی که از آنها نقل شده دلیل بر صحت این مدعاست و آیات زیادی از قرآن کریم نیز شاهد بر وقوع حرکت جوهری و تغییر کل جهان مادی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. وی نیز با بیانات و استدلالهای متفاوتی با یازده دلیل به اثبات حرکت جوهری پرداخته است. اگر چه برخی از فلاسفه مخالفت خود را با حرکت جوهری اعلام کرده اند. اما صدرالمتألهین معتقد است که حرکت در مقوله جوهر رخ می دهد، جهان مادی در حال تبدل دائمی است، ذات آن متحرک بالذات است و حرکت جوهری ریشة همه حرکات می باشد. وی با ضمیمه این نظریه که عرض از توابع جوهر و از شئون آن است به خوبی تبیین می کند که هر حرکتی که در مقولات دیگر رخ می دهد تابع حرکت جوهری است. اندیشه های فلسفه ای که اقتباس از نظریه حرکت جوهری شده است، یکی مسئله خداشناسی است که؛ «نیاز به خدا و اتکاء محض جهان مادی به یک محرک مقدم» در سایه حرکت جوهری بطور بدیهی و طبیعی احساس می شود و بوسیله حرکت جوهری دشواری و حل نشدنی «حدوث و قدم» بدست گره گشای صدرالمتألهین گشوده می شود. و اینکه، «کاروان جهان روانه، بسوی منزلی» است، در اولین نظرِ مستقیم، از اصل حرکت جوهری بر می خیزد. بطوریکه  به هیچ برهان و سخن دیگری نیاز نیست و« چگونگی ارتباط موجودات متغیر جهان ماده با خداوند که ذاتاً ثابت» است، روشن می گردد و . .

 واژگاه کلیدی: حرکت، حرکت جوهری، ثابت و متغیر، حدوث و قدم، عرض و جوهر


ادامه نوشته