شرایط
و ویژگی های بارور شدن همت مضاعف
حجت الاسلام سید عزیز موسوی
پروانی
همت که به معنی اراده آرزو، خواهش، عزم[1]
آمده است، همان داشتن هدف عالی برای بدست آوردن ارزشهایی است که در منابع دینی ما
مورد تأکید قرار گرفته است، چنانچه، هیچ شرافت و افتخاری به مانند بلند همتی
نبوده،[2]و
جزء بزرگترین خصلت شمرده شده است،[3]و
به طور کلی ارزش انسانی به قدر همتش سنجیده می شود.[4]
اما باید دانست که كلمه همت از كلماتى است كه
داراى مفهومى پر محتوا است. مفهوم این كلمه، قدرت اراده محض نیست، چنانكه این
مفهوم غیر از آرزوهاى دور و درازی است كه، یا امكان ناپذیر بوده و یا غیر قابل
انطباق بر موقعیت خاصى كه انسان آرزوی آن را دارد.
انسانى داراى همت
عالى است كه از حقایق زیر برخوردار باشد:
1- هدفگیرى
عالى و عدم قناعت به وضع موجود
كه
محیط به جبر بر انسان تحمیل می کند. این هدفگیرى، بدون شناخت قدرت و دیگر عناصر
سازنده در شخصیت امكان پذیر نیست، زیرا روشن است كسى كه نمی داند در زندان هست هیچ
گاه نمی خواهد که از دیوارهاى زندان محیط سر در بیاورد تا فضاى باز را ببیند، بنابراین
هرگز خود را در زندان احساس نمىكند، چه رسد به اینكه در صدد شكستن دیوار زندان بر
آید و موفق به حركت در فضاى آزاد شود.
2- تفسیر صحیح از « امكان پذیر » و « امكان ناپذیر».
اگر شاخت
درستی از این دو عبارت نداشته باشیم و این شرط تحقق نیابد انرژی و استعداد های
فراوانی به هدر می رود و ارادهها و تصمیمهاى بزرگ به جاى آن كه به نتائج مثبت
برسند، تباه می شوند، یعنى اگر کسی با داشتن قدرت و اراده كافى براى برداشتن گام
مؤثر، امكان پذیر را با امكان ناپذیر اشتباه كند و گمان كند هدفى را كه در نظر
گرفته است، برتر و بزرگتر از قدرت و اراده اوست و با تلقین ناتوانى بر خویشتن، خود
را ناتوان می کند و بر عکس آن نیز و بالعكس نیز ممكن است، یعنى با نداشتن قدرت و
اراده كافى سراغ هدفى را بگیرد كه خیلى بزرگتر از قدرت و اراده او باشد، بنابراین در
هر صورت قدرت و اراده به هدر خواهد رفت.
3- اراده
در نتیجه
داشتن همت عالى، اساسىترین نقش را به عهده دارد. اگر همه شرایط داشتن همت عالى،
در یك انسان جمع شود، ولى اراده ضعیف باشد، كارى از پیش نخواهد برد. این عامل به قدرى
از اهمیت برخوردار است كه هنگامی كه دو كلمه « همت عالى » را می شنویم. زودتر از
همه شرایط دیگر، «اراده قوى» به ذهن ما خطور مىكند. مثلاً وقتى كه می شنویم:
همت
بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند
همت
اگر سلسله جنبان شود مور تواند
که سلیمان شود
آنچه
كه فوراً به ذهن ما خطور مىكند، اراده بلند است.
4- عظمتگرائى
این گرایش مخلوطى
از اراده قوى و احساس لزوم بدست آوردن چیزهایی است كه اشخاص معمولى خود را از رسیدن
به آنها ناتوان مىبینند. این عنصر، ریشه اساسى هدف گیری هاى عالى است. چنانچه
این همت عالی را در درخواست حضرت علی (ع) خداوند استفاده کرد:
«و اجعلنی من
أحسن عبادتک نصیباً عندک، و أقربهم منزلة منک، و أخصهم زلفة لدیک»[5]
ترجمه: خدایا!
مرا از نیکو ترین بندگانت در بهره گیری نزد خودت قرار ده، نزدیک ترین جایگاه خود
را به من عطا کن، و مخصوص ترین نزدیکی را در جوارت نصیبم بگردان.
5- فکر و
اندیشه مثبت
چنانچه روشن است در همه این موارد نقش فکر و اندیشه بسیار کلیدی است به عبارت
دیگر، افکار انسان ها نقش بسیار مهم و حساسی در تعیین سرنوشت و زندگی آنها دارد.
فکر چه به صورت منفی و چه به صورت مثبت باعث تغییرات و تأثیرات سرنوشت ساز و مهمی
در انسان می گردد و در اصل تمام خواست و همت ها اعمال و رفتار و استعداد و شخصیت
هر فرد ارتباط مستقیمی با افکار آن شخص دارد چراکه در فکر و اندیشه، کششی وجود
دارد که انسان متفکر را به مسائل مورد تفکر پیوند می زند و قوة عمل کنندة انسان را
در آن راستا تحریک کرده و او را وادار به عمل می نماید. بنابراین برای رسیدن هدف
های عالی و مثبت باید ابتدا تغییری در اندیشه و فکر ایجاد کرد. البته در تفکرات
باید از عالم وهم و خیالات باطل دور شده و به سوی حقیقت و کارهای عملی و ممکن روی
آورده شود.
بنابراین وقتی که ما در مورد موضوعی
به صورت مثبت فکر می کنیم، ضمیر ناخودآگاه ما آن فکر را جذب و مطابق آن شخصیت و
استعداد ها و رفتار ها را کنترل می کند.
به عبارت دیگر، طرز فکر عامل رفتار
های مثبت و منفی ماست یعنی، ما در برخورد با مسائل مختلف هر واکنشی که نشان می
دهیم وابسته به طرز تفکر ماست. اگر هنگام مواجهه شدن با یک کار مهم با اعتماد به
نفس و شجاعت عمل کرده و آن کار را انجام پذیر و شدنی تشخیص می دهیم و به راحتی به
آن اقدام می کنیم از طرز تفکر و افکار مثبت ماست بالعکس اگر ما در مقابل کارهای
مهم وحشت زده، خود را می بازیم و شجاعت عمل را از دست داده و آن کار را نشدنی و
غیر ممکن تصور می کنیم، باز هم وابسته به طرز فکر ما بوده و نشان دهندة این است که
ما دچار تفکرات منفی شده ایم.
استعدادها تحت
تأثیر افکار ما
باید دانست استعداد های ما نیز تحت تأثیر افکار ما می باشند. وقتی غرق تفکرات مثبت هستیم استعدادهای ما شکوفا شده
در کارهای مختلف، مؤفقیت به سراغ ما می آید، ولی وقتی دستخوش افکار منفی می شویم،
استعداد های ما سرکوب شده و موجب ضعف و ناکامی می گردد.
کل رفتار آدمی وابسته به نوع تفکر اوست یعنی انسان آن گونه رفتار می نماید که
فکر می کند و مهمترین مسئله که شخصیت انسان را به ما می شناساند، مسئله تفکرات
اوست و بزرگترین علت تفاوت شخصیت ها و مؤفقیت ها در افراد مختلف، تفاوت در نوع
تفکر افراد است. که این قدرت را می توان با کمی تلاش و کوشش بدست آورد. و به این
تفکرات مثبت، عادت کرد. لذا باید جملات؛ « نمی توانم، قادر نیستم، مشکل است، می
ترسم، شکست می خورم، شدنی نیست» را باید از صفحه ذهن پاک کرد.
این جملات نشانه های ضعف درونی است و
عدم اعتماد به نفس و ناامیدی بوده که از عواملی است که باعث عدم مؤفقیت و نابودی
انسان ها می شود. این امر بدان جهت است که تأثیر تفکر بیشتر از عمل است و در اصل،
فکر باعث به وجود آوردن عمل می شود و هر دو مکمّل بوجود آمدن عادت می گردند.
به عبارت دیگر؛ تلقین و تصور و باور از شاخه های فکر می باشند و اثر تصور به
مراتب بالاتر از تلقین است و در اصل تلقین در صورتی مؤثر است که تصور و باور را در
شخص بوجود آورد که این امر به مرور بوجود خواهد آورد. در حقیقت تقلین مقدمه ای
برای بوجود آمدن تصور و باور می باشد. هر انسانی آن طور عمل و عکس العمل نشان می
دهد که فکر و تصور می کند.
شبیه کردن خود
به هر دسته و به دست آوردن ارده لازم برای عمل
گاهی انسان توانایی بدست آوردن چنین ویژگی های فکری را نمی توان ایجاد کند،
بنابراین لازم است به گروهی که چنین ویژگی دارند، شبیه کرده تا بتواند، اراده لازم
را برای عمل بدست آورد چراکه واضح است. اگر انسان خود را به هر دسته که بنماید و
خصوصیات آن دسته را به خود تلقین کند، به زودی شبیه آنها خواهد شد. امیر المؤمنین
علی (ع) می فرماید: اگر تلاش و کوشش نداری، خود را به قیافه کسانی که صابر و با
استقامت هستند درآور، زیرا خیلی کم می شود که انسان خود را شبیه به جمعیتی درآورد
و در زمره آنان قرار نگیرد.[6]
این بر می گردد به اینکه هر انسانی باید در زندگی خود هدفی داشته باشد انسانی که
دارای هدف نباشد مانند کشتی ای می ماند که بدون مقصد در دریا رها شده و گرفتار
طوفان و امواج دریا گردیده است اگر انسان برای تمام زندگی خود برنامه ریزی نماید و
با تعیین هدف تمام افکار و نیروهای پراکنده خود را بر روی آن هدف مشخص و واحد
متمرکز نماید، حتماً به مؤفقیت دست خواهد یافت.
6- دور شدن از امواج خواستههاى زودگذر
کسی که در اندیشه خود پیوسته تکامل و رسیدن به مراتب عالی را در سر می پروراند
خواه نا خواه نمی تواند به خواسته های زودگذر بیاندیشد، بنابراین، این امر نقطه
مابل همت عالی محسوب می شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 15:13 توسط حجت الاسلام سید عزیز موسوی پروانی
|